تبليغاتX
میکده

میکده

چند نكته ديگر درباره مهريه
طلبكاران مهريه هميشه نگرانند
 
تعيين، دريافت و پرداخت مهريه يكي از پيچيده‌ترين مسائلي است كه دادگاه‌هاي خانواده به آن رسيدگي مي‌كنند. پرونده‌هايي با اين موضوع معمولا وقت و انرژي فراواني از مراجعان به دادگاه و محاكم مي‌گيرد و به همين دليل پرداختن دقيق به اين موضوع بخش عمده‌اي از سلسله مطالبي كه تاكنون در اين صفحه خوانده‌ايد را به خود اختصاص داده است. در مطلب اين هفته با بيان چند نكته باقيمانده درباره مهريه، اين موضوع را به پايان مي‌رسانيم و از هفته‌هاي آينده به سراغ موضوع‌هاي ديگري در زمينه پرونده‌هاي خانوادگي مي‌رويم.

در مطالب قبلي به اين مساله اشاره شد كه پرداخت مهريه در قالب اقساط معمولا با اين پيش‌زمينه صورت مي‌گيرد كه قانون با در نظر گرفتن وضعيت حال مردي كه توانايي پرداخت مهريه تعيين شده را ندارد، طي مراحلي اقدام به قسط بندي اين مهريه مي‌كند. در پذيرش اقساط مهريه از سوي دادگاه هم مسائل مختلفي دخالت دارد. مثلا اين‌كه همسران زندگي مشترك خود را آغاز كرده باشند يا خير؟ اين‌كه ميان همسران در دوران عقد رابطه زناشويي شكل گرفته باشد يا نه؟ شاغل بودن و موقعيت اجتماعي، فرهنگي و خانوادگي زن، خانه دار بودن زن، تعداد فرزندان، موقعيت اجتماعي و اقتصادي مرد و حتي نكته‌اي همچون اميدواري قاضي به تشكيل زندگي مشترك در مورد همسراني كه در دوران عقد دچار مشكل مي‌شوند، از مواردي است كه به واسطه آن قاضي نسبت به قسط بندي مهريه تصميم‌هاي متفاوتي مي‌گيرد. مثلا زني كه مهريه‌اش 100 سكه طلا و همسرش پزشك است، در دريافت مهريه خود وضعيت كاملا متفاوتي با دختري دارد كه يك هفته پس از مراسم عقد مهريه 500 سكه‌‌اي خود را به اجرا گذاشته و هيچ دليل موجهي هم براي اين كار ندارد.

شايد بتوان با قاطعيت اين مساله را مطرح كرد كه قانون به هيچ وجه پديده‌اي خشك و بي‌روح نيست كه بدون هيچ‌گونه انعطافي تنها بر اساس فرمول‌هاي خشك و كليشه‌اي عمل كند، بلكه متناسب با هر وضعيت تازه‌اي تصميمي‌جديد مي‌گيرد. در بحث مهريه نيز معمولا وضعيت فرد در تغيير مهريه تاثير مي‌گذارد. به همين دليل قانون با پيش بيني مساله‌اي با عنوان دادخواست كاهش و افزايش اقساط مهريه اين امكان را براي هر دو طرف پرونده ايجاد كرده كهبراساس شرايط جديد تقاضاهاي جديدي مطرح كنند؛ البته تقاضاي دادخواست كاهش يا افزايش اقساط تنها در شرايطي مي‌تواند مطرح شود كه پرونده اجراي احكام كه براساس آن مرد مهريه را پرداخت و زن مهريه را دريافت مي‌كند همچنان مفتوح باشد و اگر پرونده با توافق طرفين بسته شده باشد ديگر امكان هيچ نوع اقدام حقوقي وجود ندارد.

دادخواست كاهش اقساط از دادخواست‌هايي است كه ميان مردان طرفداران زيادي دارد. بيشتر مرداني كه به همسران خود مهريه مي‌پردازند معمولا پس از يك دوره شش ماهه و گاه يك‌ساله به بهانه‌هايي همچون از دست دادن موقعيت شغلي، ازدواج مجدد، صاحب فرزند شدن، گران شدن قيمت سكه، ارائه دادخواست نفقه از سوي همسر و همزماني پرداخت آن با مهريه، تقاضاي طلاق از سوي همسر به دليل ناتواني مرد در تهيه منزل مسكوني و... دادخواست كاهش اقساط را مطرح مي‌كنند. زنان نيز معمولا به دلايلي همچون اطلاع از موقعيت شغلي جديد همسر، به دست آوردن درآمدهاي تازه از سوي همسر و... تقاضاي افزايش اقساط مهريه را مطرح مي‌كنند. شيوه طرح اين دادخواست نيز دقيقا مانند شيوه ارائه دادخواست اعسار و تقسيط مهريه است. تنها تفاوت هم نوع خواسته است كه اين‌بار با عنوان كاهش يا افزايش اقساط مطرح مي‌شود؛ البته دادگاه‌هاي خانواده معمولا حساسيت فراواني نسبت به پذيرش دادخواست كاهش اقساط دارند و اغلب دادخواست مردان بابت كاهش مهريه را در صورت نبودن دلايل كاملا منطقي رد مي‌كنند، زيرا طبق روال موجود در دادگاه‌ها، وقتي مهريه يك بار قسطي مي‌شود، قسطي شدن دوباره آن تابع دلايل مختلفي است كه بسادگي محقق نمي‌شود. گاهي قاضي با وجود شهادت شهود مبني بر ناتواني مرد عنوان مي‌كند دادگاه قانع نشد يا اين‌كه در حكمي ‌ديگر عنوان مي‌شود چون شهود پرونده همان شهود قبلي هستند اين موضوع مورد پذيرش قرار نمي‌گيرد، اما اگر ناگهان قيمت سكه افزايش شديدي پيدا كند و حقوق مرد دچار تغيير نشود اين موضوع مي‌تواند دليل محكمي‌براي كاهش اقساط مهريه باشد. حتي ازدواج مجدد زن نيز مي‌تواند دليل قانع‌كننده‌اي براي كاهش اقساط مهريه او باشد. به همين دليل بهتر است زنان پس از دريافت مهريه بر سر ميزان مهريه و دريافت آن با همسر خود به توافقي قطعي برسند و پرونده مهريه را ببندند تا از آسيب‌پذيري آن در آينده جلوگيري كنند.

اجراي مهريه در ثبت

در مطالب قبلي گفتيم عقدنامه سندي رسمي‌است كه هرچه در آن درج شود در حكم سندي رسمي‌مانند چك است كه بسادگي و بسرعت قابل وصول است. به همين دليل مي‌توان با به اجرا گذاشتن مهريه در اداره ثبت، تقاضاي توقيف اموال مرد را مطرح و آن را به نتيجه رساند. شيوه طرح چنين شكايتي نيز به اين شكل است كه زن با مراجعه به محضري كه در آنجا عقد صورت گرفته، تقاضاي صدور اجراييه را مطرح مي‌كند. دفترخانه هم براي همسر اجراييه‌اي صادر و به نشاني او ارسال مي‌كند. در همين فاصله زن با مراجعه به اداره ثبتي كه در محدوده محل سكونت يا كار همسرش است، تشكيل پرونده مي‌دهد و هر نوع اموالي كه از شوهر به ثبت رسيده و داراي سند رسمي‌ باشد، به ميزان مهريه‌اي كه به اجرا گذاشته شده توقيف مي‌شود. معمولا برگه‌اي هم مبني بر توقيف اموال براي مرد ارسال مي‌شود تا او از اين مساله مطلع شود. چنين ارسالي هم براي اين است كه مرد نسبت به پرداخت بدهي خود اقدام كند و اگر چنين اقدامي‌از سوي مرد صورت نگيرد، اموال توقيف و طي مراحلي به همسر وي داده مي‌شود. اين نوع اقدام بيشتر از سوي زناني صورت مي‌گيرد كه همسران آنها اموالي همچون مغازه، خانه، اتومبيل گران قيمت و... دارند؛ البته اگر مهريه زنان سكه باشد، بايد معادل آن در زمان اجرا گذاشتن در ثبت به شكل ريالي محاسبه شود. مثلا اگر قيمت سكه در زمان به اجرا گذاشتن مهريه در ثبت 200 هزار تومان باشد و زن بخواهد 100 سكه خود را به اجرا بگذارد، او به ميزان 200 ميليون تومان مي‌تواند اموال همسرش را توقيف كند. در اين مورد نيز مانند پرداخت مهريه در دادگاه مرد علاوه بر پرداخت مهريه مورد مطالبه از سوي همسر بايد يك بيستم كل مهريه را نيز به عنوان نيم عشر به حساب دولت واريز كند. تنها تفاوت اين شيوه اجرا گذاشتن مهريه با شيوه‌هاي ديگر اين است كه حتي اگر مرد اموالي نداشته باشد، اجراي مهريه از طريق ثبت منجر به زنداني شدن مرد نمي‌شود و بيشترين كاربرد آن ممنوع‌الخروج كردن مرد است. اين ممنوع‌الخروجي هم دائمي ‌خواهد بود و برخلاف ممنوع‌الخروج كردن از طرف دادگاه خانواده كه با پرداخت اولين قسط از سوي مرد برطرف مي‌شود، اين شكل از به اجرا گذاشتن مهريه تا پرداخت كامل آن به رفع ممنوع‌الخروجي مرد منجر نمي‌شود. اين مساله براي زنان كه با تصميم همسر خود مي‌توانند در اولين فرصت ممنوع الخروج شده و تا پايان عمر هم ممنوعالخروج بمانند، شيوه اي براي اعمال اين محدوديت در مورد همسر است كه در بيشتر موارد نيز كاربرد فراواني دارد. زناني كه مهريه‌هاي سنگيني دارند معمولا از اين شيوه در كنار به اجرا گذاشتن مهريه در دادگاه استفاده مي‌كنند؛ البته شيوه‌هاي ديگري نيز براي دريافت مهريه وجود دارد. مثلا زنان مهريه خود را چند بخش مي‌كنند و مهريه‌اي 500 سكه‌اي را 100 تا 100 تا به اجرا مي‌گذارند و پس از دريافت 100 سكه، 100 سكه بعدي را به اجرا مي‌گذارند. اين شيوه هرچند مي‌تواند بار رواني شديدي را براي مرد به دنبال داشته باشد، اما چندان توصيه نمي‌شود. البته زن و مرد مي‌توانند در دعاوي مختلف نسبت به هم اقدام كنند، اما اگر دادگاه حس كند يكي از طرفين قصد بازي دادن ديگري را دارد و مي‌خواهد از اين موضوع سوء‌استفاده كند نگاه بر مي‌گردد. اين‌كه مهريه چند بخش شود و در چند جا اجرا گذاشته شود يا موضعي لجبازانه اتخاذ شود سبب مي‌‌شود دادگاه در تعيين حق زن به جاي در نظر گرفتن حداكثرها، حداقل‌ها را در نظر بگيرد.

نحله چيست؟

تعيين مهريه براي بيشتر زنان و دختران حكم مساله‌اي اعتباري دارد كه به واسطه مهريه صاحب پشتوانه‌اي مي‌شوند كه در مواقع بروز بحران از آنها حمايت مي‌كند. البته برخي زنان نيز بدون در نظر گرفتن چنين معيارهايي با مهريه‌هاي اندكي مانند 5 سكه، 14سكه، 1 سكه و... به عقد همسر خود در مي‌آيند. شايد اين تصور پيش بيايد كه همسران چنين زناني مي‌توانند با كوچك‌ترين اختلاف با پرداخت مهريه‌اي كه حكم پول خرد مردان را دارد، همسر خود را طلاق دهند.

قانون در چنين مواردي مساله نحله را پيش بيني كرده است. نحله پولي است كه دادگاه در زماني كه مرد قصد تقاضاي طلاق همسرش را داشته باشد، تعيين مي‌كند و مرد براي طلاق دادن همسر خود بايد آن را به همسر خود بپردازد. تعيين اين پول هم به عوامل مختلفي بستگي دارد كه از جمله آنها مي‌توان به شان خانوادگي زن، ميزان تحصيلات او، مدت زمان زندگي مشترك، شغل همسر و... اشاره كرد. فلسفه چنين مساله‌اي هم اين است كه زن به دليل صداقت در پذيرش مهريه‌اي اندك، هنگام طلاق ضرر نكند و بتواند پشتوانه‌اي براي آينده خود داشته باشد.

البته قانون براي زناني كه پس از سال‌هاي طولاني زندگي از سوي همسران خود طلاق داده مي‌شوند، پيش‌بيني بحث اجرت‌المثل را هم كرده است. اجرت‌المثل پولي است كه به ازاي سال‌هاي زندگي مشترك زن و بابت كارهايي كه او در خانه همسر كرده (اعم از كارهاي خانه، بزرگ كردن بچه‌ها، شير دادن بچه‌ها و...) به وي پرداخت مي‌كند؛ البته پرداخت اين پول در شرايطي محقق مي‌شود كه زن در دادگاه به اين مساله اشاره نكند كه بابت انجام چنين كارهايي توقع پول داشته است. اجرت‌المثل هم تنها بابت زندگي مشترك تعلق مي‌گيرد و اگر در زمان عقد طلاق رخ دهد، به زن اجرت‌المثل نمي‌رسد. كوتاه بودن مدت زمان زندگي مشترك هم از مواردي است كه سبب مي‌شود رقم اجرت‌المثل چندان چشمگير نباشد و در چنين مواقعي است كه بحث نحله مطرح مي‌شود. براي نحله هم زن بايد درخواست خود را به دادگاه ارائه و از دادگاه تقاضاي تعيين نحله را مطرح كند.

محاسبه مهريه به نرخ روز

پيش از آن‌كه مهريه اغلب زنان در قالب سكه تعيين شود، پول رايج كشور به عنوان مهريه تعيين مي‌شد. به مرور زمان با كم شدن ارزش پول، مهريه زنان نيز رقم اندكي پيدا كرد و در مواقعي پشتوانه زندگي يك زن برابر با بخشي از حقوق ماهانه يك مرد مي‌شد. قانون براي جلوگيري از آسيب ديدن چنين زناني، رويه قانوني مشخصي را تعيين كرده كه با عنوان محاسبه به نرخ روز شناخته مي‌شود. شيوه محاسبه هم چنين است كه متوسط شاخص بها در سال قبل، تقسيم بر متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد مي‌شود و عدد به دست آمده ضرب در مهريه زن مي‌شود. جدولي كه شاخص بها در آن درج شده باشد در تمامي‌دادگاه‌‌هاي خانواده موجود است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت   توسط بی نام  | 


مهریه را از دو طریق میتوان به اجرا گذاشت 1 -از طریق اداره اجرای مفاد اسناد رسمی اداره ثبت . طریق آن نیز بدین ترتیب است که باید اول با دردست داشتن عقدنامه و اصل شناسنامه به دفترخانه ازدواج که در انجا قباله ازدواج تنظیم شده مراجعه نموده و تقاضای اجرای مهریه و وصول آن را بنمایید.دفترخانه به آدرس .وی  اخطاریه  ارسال میکندو پرونده را جهت اجرا به اداره اجرای مفاد اسناد رسمی مستقر در همان اداره ثبت ارسال میکند.در این جا باید شما مال منقول یا غیر منقول ( ملک یا آپارتمان) که مالک رسمی آن شوهر شماست و بنام وی باشد ارایه نمایید .دقت کنید اگر ملک بنام شوهر نباشد قابل توقیف نیست .
2 راه دوم اجرا گذاشتن مهریه از طریق دادگاه خانواده محل است .ترتیب آن نیز چنین است که باید دادخواست مطالبه تمام یا قسمتی از مهریه را به طرفیت همسرتان به دادگاه تقدیم نمایید .میتوانید به یکی از عریضه نویسان مستقر در دادگاه بدهید تا برایتان دادخواست را بنویسد. نکته مهم این است که با توجه به میزان مهریه شما (750)
سکه .هزینه دادرسی که باید بپردازیدز یاد میشود تقریبا حدود 3 میلیون تومان.این رقم مبلغی است که باید برای اجرا گذاشتن کل مهریه تمبر دادرسی باطل نمایید.مگر اینکه یا قسمتی از ان را اجرا بگذارید مثلا 100 سکه .یا انکه دادخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی بدهید تا موقتا از پرداخت ان معاف گردید .در این مورد اگر بخواهید بعدا مفصلا خدمتتان عرض خواهد شد که مراحل و شرایط دادخواست اعسار چگونه است.
اما از دو طریق بیان شده بهتر است که از همان طریق دادگاه که ضمانت اجرای قویتری دارد استفاده نمایید.اینها در مورد نحوه اجرا گذاشتن مهریه بود.
اما در مورد طلاق گرفتن کار برای شما کمی مشکل تر است . چنانچه هم مهریه را به اجرا بگذارید و هم تقاضای طلاق نمایید. ممکن است شوهر شما لج کرده و بگوید حالا که مهریه را اجرا گذاشتی من هم طلاقت نمیدهم تا بقول معروف موهایت رنگ دندانهایت شود. البته چنانچه ایشان قصد زندگی نداشته باشد .راههای قانونی برای طلاق گرفتن شما وجود دارد و اینطور هم نیست که تا آخر عمرتان در علقه زوجیت وی باقی بمانید.اما ممکن است 6ماه تا یکسال و شاید هم بیشتر از طریق پرونده هایی که تشکیل خواهید داد طول بکشد تا بتوانید هم مهریه را بگیرید و هم طلاق را. ضمنا هنوز نگفته اید که عروسی کرده اید یا نه .چنانچه هنوز ازدواج نکرده اید ، فقط نصف مهریه بشما تعلق میگیرد.ضمنا اگر هنوز باکره می باشید میتوانید از حق حبس استفاده نمایید . یعنی بگویید تا زمانیکه مهریه ام را نگرفته ام سر خانه و زندگی نمیایم . در اینصورت باید ایشان هم مهریه و هم نفقه شما را بدهد.بهر حال تمام این مطالب را گفتم تا به حقوق خود اشنا گردید وگرنه به هیچوجه راضی به ار هم پاشیدگی رندگی هیچکس نیستم و برادرانه توصیه میکنم دنبال راه هایی برای مصالحه و از سر گرفتن زندگی مشترک باشید.امیدوارم توانسته باشم کمک کنم .بابت تاخیر در پاسخ نیز پوزش میطلبم .موفق باشید .خداشناس
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت   توسط بی نام  | 

آنچه باید درباره راه‌های قانونی دریافت مهریه بدانید

 ساقط كردن از زندگی‌
«تقریبا هیچ زنی هنگام ازدواج توقع دریافت مهریه را از همسر خود مطرح نمی‌كند و اغلب زنانی هم كه با مهریه‌ های بالا حاضر به ازدواج می‌شوند، به شكل شفاهی به همسران خود قول می‌دهند كه تنها در زمان طلاق یا در صورت بروز مشكل حاد در زندگی مهریه خود را مطالبه خواهند كرد.»
دسته‌ای از این افراد زنانی هستند كه قصد به اجرا گذاشتن مهریه را دارند و دسته دیگر مردانی كه در انتظار دریافت اخطاریه حضور در دادگاه، روز را به شب می‌رسانند. این‌كه چگونه می‌توان مهریه را به اجرا گذاشت، موضوع مطلب این هفته است، اما پیش از طرح نكات جزیی درباره مهریه بد ‌نیست به این نكته اشاره كنیم هدفی كه زنان از به اجرا گذاشتن مهریه دنبال می‌كنند، در بیشتر مواردها به سمت و سویی ختم می‌شود كه طی آن مرد از هستی ساقط شود.
تجربه نشان داده زنان هنگام اجرا گذاشتن مهریه رفتاری احساسی را در پیش می‌گیرند و می‌كوشند تا جایی كه ممكن است مرد را بچزانند. به اجرا گذاشتن مهریه معمولا با توقیف تلفن‌ همراه، خانه و... همراه است و حالا اگر شما به عنوان مردی كه مهریه‌ای سنگین را پذیرفته، به لحاظ شغلی شرایطی دارید كه مثلا تلفن همراه و خودرو وسیله كار شماست، بهتر است در همان زمان تنظیم عقدنامه، این نكته را در سند ازدواج ذكر كنید و از همسر خود بخواهید رضایت خود را نسبت به این مساله كه خودرو و تلفن همراه جزو مستثنیات دین پذیرفته شده و مشمول مهریه نخواهد بود، ابراز و زیر این جمله را امضا كند.
● مهریه كجا دریافت می‌شود؟
مهریه، مالی است كه ثبت آن در سندی به نام عقدنامه، شرایط خاصی را برای پرداخت و دریافت آن ایجاد می‌كند؛ البته می‌توان برای این مساله ۲ جنبه شرعی و قانونی تصور كرد. ممكن است زنی از نظر شرعی مهریه خود را به همسرش ببخشد، اما از نظر قانونی این حق به قوت خود باقی است و حتی دستخطی كه مثلا مردی با اجبار یا در شرایط دیگری از همسر خود مبنی بر بخشش مهریه بگیرد نیز دلیلی قانع‌كننده برای دریافت مهریه نیست و ارزش حقوقی ندارد.
از نظر قانونی، مهریه تنها در دادگاه یا محضر قابل دریافت و پرداخت است و حتی در شكل دیگر ماجرا، اگر مردی خودرو، خانه یا شی دیگری را برای همسرش به عنوان مهریه بخرد، تا وقتی كه این مساله در عقدنامه یا محضر با عنوان مشخصی مانند ۳ دانگ از خانه بابت مهریه به همسرم داده شد، ذكر نشود آنچه به این طریق به نام همسر می‌شود، در صورتی كه زن نپذیرد بخشی از مهریه است، تنها در حكم هدیه خواهد بود.
● مراحل به اجرا گذاشتن مهریه‌
زنان نباید تصور كنند مهریه به محض ورود به دادگاه وصول و به آنها پرداخت می‌شود. اگر زنان در مرحله عقد و پیش از آغاز زندگی مشترك مهریه‌ای دریافت نكنند، دریافت این حق مستلزم رفت و آمد فراوان و صرف انرژی بسیار است.
مهریه از نظر برخی ویژگی‌ها، مثل انرژی هسته‌ای است. درست است كه حق مسلم زنان است، اما زنان برای به رسمیت شناختن و به دست آوردن آن، از طرفی باید كفش آهنی بپوشند و از طرف دیگر با اتخاذ یك موضع عقلانی و به دور از لجبازی‌‌های كودكانه، این حق خود را با دلیل و مدرك در محضر دادگاه بیان كنند.
مثلا اگر زنی زندگی خانوادگی خود را ترك كند، با زنی كه همسرش سال‌هاست او را ترك كرده، برای دریافت مهریه نزد قاضی تفاوت‌‌هایی با هم دارند و قاضی در پذیرش یا عدم پذیرش اعسار همسر این دو زن، به یك شیوه عمل نمی‌كند.
شیوه مرسومی‌كه تقریبا تمامی ‌زنان برای دریافت مهریه در پیش می‌گیرند، مراجعه به دادگاه خانواده و به اجرا گذاشتن مهریه است. در این شیوه، زن پس از تنظیم دادخواستی برای دریافت مهریه و ارائه آن به دادگاه، منتظر می‌ماند تا نوبت رسیدگی به پرونده‌اش فرا برسد. اغلب زنان برای دریافت مهریه خود بهانه‌ای دارند.
مثلا یكی از آنها ممكن است دخالت‌‌های مادر شوهرش و پیروی همسرش از این دخالت‌ها را عامل دریافت مهریه عنوان و اعلام كند این مساله سبب بی اعتمادی او به زندگی مشترك شده و حالا می‌خواهد حقوقی را كه از نظر قانونی به او تعلق دارد، دریافت كند.
زن دیگری هم ممكن است عدم پایبندی همسرش به زندگی مشترك را بهانه دریافت مهریه عنوان كند. در مجموع، پس از آن‌كه پرونده از نظر شعبه رسیدگی كننده بررسی و مشخص شد از نظر مدارك و قانونی مشكلی برای رسیدگی به پرونده وجود ندارد، برای رسیدگی به خواسته زن نوبت رسیدگی تعیین و این نوبت از طریق اخطاریه به همسر او اعلام می‌شود.
به این مساله توجه كنید كه در بیشتر موارد، به اجرا گذاشتن مهریه با یك پیشینه طولانی دعوا و درگیری خانوادگی و نیز تهدید به انجام چنین كاری همراه است و به همین دلیل معمولا مردان با آمادگی كامل به استقبال این موضوع می‌روند و درصد كمی‌ از آنها بر اثر به اجرا گذاشته شدن مهریه غافلگیر می‌شوند.
شیوه رایج آقایان این است كه آنها برای رد گم كنی اقدام به واگذاری اموال و دارایی‌‌های خود به اعضای خانواده و دوستان خود می‌كنند. در چنین مواردی زنان به دادخواستی موسوم به فرار از دین متوسل می‌شوند.
این دادخواست كه در شماره‌‌های آینده مطلبی كامل و مفصل درباره آن خواهید خواند به این معنی است كه مرد برای نپرداختن بدهی خود یا همان مهریه متوسل به حیله و فریب می‌شود، اما اثبات این دادخواست بسیار سخت است و انتقال دارایی از سوی مرد، تا وقتی كه دادگاه حكمی‌مبنی بر محكومیت مرد به پرداخت مهریه صادر نكند، از نظر قانونی اشكالی ندارد و زن نمی‌تواند نسبت به این مساله ادعایی داشته باشد.
البته قانون برای جلوگیری از چنین موضوعی پیش‌بینی خاصی انجام داده و آن هم امكان صدور قرار تامین است و در چند كلمه می‌توان آن را چنین خلاصه كرد: قرار تامین دادخواستی كه زن به واسطه صدور آن از دادگاه می‌خواهد پیش از صدور حكم نهایی و برای این‌كه حق و حقوق او تضییع نشود، به اندازه اصل مهریه یا معادل آن یا بخشی از آن، اموال شوهر را توقیف كند. باید به این مساله نیز توجه داشت كه صدور قرار تامین مستلزم این است كه زن نشانی و ردپایی از منابع مالی همسرش داشته باشد.
خودرو، خانه، حساب بانكی، طلبی كه مرد دست یكی از دوستان و اقوام خود دارد یا حتی پول پیش خانه چیزهایی است كه زن می‌تواند در این مرحله توقیف كند؛ البته معرفی و اطلاع از این اموال معمولا كار چندان ساده ای نیست و برخی از زنانی كه برای به اجرا گذاشتن مهریه خود مراجعه می‌كنند حتی اطلاعی ندارند كه همسرشان چقدر درآمد یا چه اموالی دارد كه این هم دلیلی جز عدم شناخت كافی نسبت به همسر ندارد و شاید بتوان گفت نداشتن شناخت به این معنی است كه زن همسر آینده خود را با دقت انتخاب نكرده است.
اگر زن بتواند اموالی را به دادگاه معرفی كند، دادگاه به زن نامه‌ای می‌دهد تا با مراجعه به آن محل این اموال را توقیف كند. این شیوه كاملا بر خلاف تصور افرادی است كه فكر می‌كنند دادگاه برای هر پرونده فردی را برای تحقیق و بررسی اعزام می‌كند.
در دادگاه هر كس برای ادعایی كه دارد خودش باید دلیل و مدرك ارائه كند و وقتی قرار است یك قاضی در روز به ۱۰ پرونده رسیدگی كند، نمی‌تواند بابت هر پرونده تحقیق و بررسی مفصلی انجام دهد كه این مساله یكی از ضعف‌‌های جدی رسیدگی به پرونده‌‌های خانوادگی است.
● یك بیستم مهریه، به حساب دولت‌
پس از تنظیم دادخواست و ارائه آن به دادگاه، رسیدگی به پرونده مهریه و صدور حكم مستلزم پرداخت یك هزینه كوچك است. زن در این مرحله باید به میزان یك بیستم كل مبلغ مهریه، پولی را بابت نیم‌عشر دولتی به حساب دادگستری واریز كند، مثلا اگر مهریه زنی ۱۰۰۰‌سكه طلا باشد و قیمت سكه در روزی كه او مهریه را به اجرا می‌گذارد ۲۰۰ هزار تومان باشد، مبلغی كه او باید به حساب دولت واریز كند تا پرونده وارد مرحله رسیدگی شود، ۱۰ میلیون تومان است.
این مبلغی است كه پس از صدور حكم نهایی مهریه و قطعی شدن آن، از داماد اخذ و به زن داده خواهد شد، اما به هرحال تهیه این مبلغ ابتدای دادگاه نیز كار سختی است. دادگاه این امكان را فراهم كرده تا زنان با معرفی ۲ شاهد به دادگاه، این مبلغ را به حساب دولت واریز نكنند و پس از قطعی شدن حكم و دریافت مهریه از مرد، دادگاه خود این مبلغ را از مرد دریافت خواهد كرد و در آن مرحله، نیم عشر براساس قیمت روز سكه محاسبه می‌شود.
مثلا ممكن است در این فاصله قیمت سكه از ۲۰۰ هزار تومان به ۲۲۰ هزار تومان برسد و به همین دلیل در این مرحله نیم عشری كه مرد باید بپردازد به ۱۱ میلیون تومان افزایش پیدا می‌كند.
اما شهودی كه زنان به دادگاه معرفی می‌كنند، در همان جلسه اول و پیش از صدور حكم قطعی باید به این مساله شهادت بدهند كه زن فاقد توانایی مالی برای تهیه این مبلغ است و امكان پرداخت آن را ندارد.
تصمیم گیری درباره پذیرش یا رد اعسار نیز از سوی دادگاه‌‌های مختلف متفاوت است. برخی محاكم درباره مهریه‌‌ های بالا، اعسار زن را نمی‌پذیرند و با فرض این‌كه «زنی كه قرار است ۲۰۰میلیون تومان دریافت كند پس می‌تواند ۱۰ میلیون تومان هزینه كند»، اعسار را رد می‌كنند و زن برای صدور حكم مهریه باید این مبلغ را به حساب دولت واریز كند.
در مقابل اعسار زنان از پرداخت نیم عشر، آقایان معمولا ۲ نوع موضعگیری دارند. دسته اول با پذیرش اعسار همسر خود با این ماجرا كنار می‌آیند، اما دسته ای دیگر برای این‌كه با همسر خود زورآزمایی كنند، در دادگاه با خط خطی كردن اعصاب شهود یا طرح نكات مختلف، جلسه دادگاه را به سمتی می‌برند كه شاهدان دچار تناقض گویی شوند و در نتیجه با رد شهادت آنها، زن مجبور به واریز این مبلغ به حساب دادگاه شود.
طبیعی است درباره مهریه‌‌های سنگین، به دلیل بالا رفتن مبلغ‌ نیم‌عشر ممكن است زن برای مدتی از اجرا گذاشتن مهریه صرف‌ نظر كند یا در همان زمان راضی به طلاق شود. در این مرحله برخی زنان كه اطلاعات حقوقی خوبی دارند، پرداخت نیم عشر را تقویم می‌كنند. تقویم یعنی زنان با اعلام این مطلب كه ارزش واقعی و دقیق مهریه مشخص نیست، معمولا بخش اندكی از مبلغ واقعی نیم عشر را واریز می‌كنند.
از این مرحله به بعد در صورت پذیرش اعسار زن، حكم محكومیت مرد به پرداخت مهریه صادر و رای جهت تایپ و ابلاغ می‌رود. این رای قابل تجدید نظرخواهی در دادگاه تجدید نظر است البته با توجه به این‌كه محكومیت پرداخت مهریه در بیشتر موارد بر اساس سند رسمی‌ عقدنامه صورت می‌گیرد، دادگاه تجدید نظر هم حكم دادگاه بدوی را تایید می‌كند و تنها موردی كه می‌تواند مورد تجدید نظر خواهی واقع شود، بحث اعسار زن است كه در اغلب موارد رای و نظر دادگاه بدوی تایید می‌شود.
پس از این مرحله، در صورت رد شدن اعسار زن، او می‌تواند دادخواست دوباره‌ای با همان موضوع و محتوا برای دریافت مهریه به دادگاه ارائه كند. اگر هم كه مرد به پرداخت مهریه محكوم شده و اعسار زن پذیرفته شده باشد، زن با مراجعه به دادگاه و بر اساس حكم تایید شده‌ای كه به همسرش نیز ابلاغ شده باشد، تقاضای صدور اجراییه می‌كند. درباره اجراییه در مطلب مربوط به «اجرای احكام» توضیحات كاملی ارائه شد، اما در این مطلب نیز اشاره می‌كنیم كه مرد می‌تواند تا ۱۰ روز پس از دریافت این برگه به دادگاه مراجعه و مهریه همسر خود را به زن بپردازد و شیوه‌ای برای پرداخت آن ارائه یا مالی را به دادگاه معرفی كند كه از آن مهریه زن پرداخت شود.
در این صورت یا در هر شرایطی كه میان همسران توافقی برای پرداخت مهریه حاصل شود، مبلغ نیم عشر نصف خواهد شد، اما اگر توافقی نباشد، مرد علاوه بر پرداخت مهریه باید نیم عشر را هم بپردازد.
در اجراییه تاكید شده اگر تا ۳ سال پس از صدور اجراییه مشخص شود كه مرد قادر به پرداخت بدهی خود بوده و این بدهی را پرداخت نكرده یا این‌كه بخشی از اموال خود را پنهان كرده باشد، به مجازات حبس محكوم خواهد شد.

رضا استادی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت   توسط بی نام  | 

درست چند روز مانده به پایان سال 86 سایت رسمی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب فرخوانی را برای جمع کردن مبلغ وثیقه بهروز کریمی زاده دانشجوی بازداشت شده که شرایط بسیار بدی را در زندان سپری می کند منتشر کرد!

بهروز که از نظر جسمانی وضعیت وخیمی دارد و بر اثر شکنجه های وارد شده به وی دچار مشکلات عدیده شده هنوز در زندان به سر می برد. درست زمانی که همه به فکر سال جدید و بازتولید سنتهای عقب مانده و متحجر خود هستند بهروز به عنوان نمادی از سنت شکنی، پیشروی و مبارزه به عنوان انسانی که در مقابل ستم و ستمگر سکوت اختیار نکرده و به خود و به سایرین، به من و به امثال من جرات فریاد بخشیده در زندان و زیر شکنجه های قرون وسطایی است ! اگر می خواهید انسانیت را در جایی بجویید اگر می خواهید شهامت و مبارزه را به چشم ببینید باید به این انسانها خوب توجه کنید! بهروز کریمی ها کم نیستند اما ما برای آنها چه کرده ایم؟

چرا باید این انسان های آزاده هنوز از ما دلسرد نشده باشند وقتی ما حتی ذره ای برای تلاش آنها و برای آینده خودمان و فرزندانمان ارزشی قائل نیستیم؟ تمام تلاش ما برای رهایی جز چند نک و ناله و گاهی هم چهار تا فحش بیشتر نمی شود درست زمانی که می توانیم متشکل شویم و برای ساختن جهان انسانی قدم های بزرگتر و مسمتری برداریم!

آیا دانشجویی که فریاد آزادی خواهی و برابری طلبی سر داده باید اینگونه تنها بماند؟  به چه جرمی؟ چرا ما باید جامعه ای آزاد و برابر و انسانی داشته باشیم وقتی رفتارمان با چنین انسانهایی انقدر بی مسئولانه است ؟ بالاخره جایی مجبوریم انتخاب کنیم و این انتخاب ما در تاریخ برای آیندگان ثبت خواهد شد! یا به وظیفه تاریخی خود برای ساختن این جهان کمک خواهیم کرد یا در فاضلاب تاریخ به فراموشی سپرده خواهیم شد و آیندکان بر ما هزاران بار ننگ خواهند فرستاد که اینگونه بزدلانه و خفت بار زندگی کردیم و همچون موجود بی ارزشی نیز از این دنیا رفتیم!

اما برای رسیدن به این حقیقت که باید همین امروز به بیشمار زندانیان سیاسی کمک کنیم و آنها را تنها نگزاریم نیاز به این همه فلسفه بافی است؟ نه! کافی است یک لحظه خود را جای آن ها قرار دهید!جای فرزندان، مادران و پدران و همسرانشان که چشمهایشان در سال نو گریان و با قلبی خون افشان سنگر مبارزه را همچنان حفظ می کنند.کمی شرافت انسانی می تواند هر کسی را مجاب کند.

باید به فراخوان سایت آزادی برابری جواب مثبت دهیم! باید به حکومت نشان دهیم ما از فرزندانمان حمایت می کنیم! آنها تنها نیستند و ما در مسیر مبارزه تا آنجا که توان داریم با آنها هم قدمیم!

این فرخوان دریچه تازه ای از مبارزه را برای جامعه گشوده است !باید تمام افراد جامعه با هم در برابر بی عدالتی موجود متحد شوند و از زندانیان سیاسی به هر شکلی حمایت کنند.و این یکی از اشکال حمایت است! نباید گذاشت یک زندانی سیاسی به خاطر وثیقه ای که به عمد برای جلوگیری از خروج وی و سر به نیست کردن احتمالی او در نظر گرفته شده در زندان بماند. ما به فراخوان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب جواب مثبت می دهیم و از تمام انسان های آزادخواه و برابری طلب می خواهیم که به ما بپیوندند!

برگرفته از وبلاگ ۸ مارس(نیما نامی) 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/08ساعت   توسط بی نام  | 

دیروز 4 شنبه 15/12/86 کانون دفاع ازحقوق زنان و کودکان تهران میتینگی به مناسب گرامی داشت 8 مارس 2008 روز جهانی زن برگزار کرد.

ضمن گرامی داشت روز زن و تبریک این روز و قرائت مطلبی درخصوص تاریخچه این روز توسط خانم ثریا محمدی، بحث ها و تبادل نظری درخصوص مشکلات زنان و تحلیلی بر مشکلات پیش روی جنبش زنان بین اعضاء کانون خانم شراره رضایی، خانم ثریا محمدی و مهمانان گرامی حاضر در سالن صورت گرفت که فضایی بسیار صمیمی و دوستانه ای ایجاد شده بود و در انتها قطعنامه ای در 11 بند توسط خانم شراره رضایی  و  آقای پویا نودهی یکی از اعضاء کانون به مناسب همین روز قرائت گردید.

ضمنا تراکت هایی با مطالبات رادیکال زنان به چشم می خورد از جمله: ما حقوق برابر می خواهیم/  آزادی زن، معیار آزادی جامعه است/ ما خواهان برخورداری زنان سرپرست خانواده و خانه دار از بیمه بیکاری هستیم/ ما خواهان لغو تبعیض و نابرابری دستمزد زنان کارگر هستیم /آگاهی زن = فردای بهتر/ آزادی، رفاه، بهداشت، شادی، صلح، امنیت حق همه است/حقوق زنان جهان شمول است/فقط یک نژاد  آن هم نژاد انسانی/ هرگونه خشونت بر زنان را متوقف کنید!/ ما خواهان برخورداری از تمم حقوق اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، سیاسی وحقوق انسانی هستیم و....

پلاکارد بزرگی که با  جمله:  8 مارس روز زن سمبل آزادی و برابری را گرامی می داریم

در آخر کتاب های کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان در بین مدعووین توزیع گردید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت   توسط بی نام  |